- جالبه ها. محاوره های عامیانه رو میگم. هیچ سر و تهی نداره. یه جورایی از هیچ خط سیری پیروی نمی کنه. حرف زدن برای حرف زدن. از یه جایی شروع میشه و به جاهای عجیبی ختم میشه. یعنی بهتر بگم اصلا ختم نمیشه. همینجوری میره و میره و ... ولی به نظر اصلا بی سروته نمیاد. به نظر کی؟ بماند. آدم همینجوری در حرکته. از همه چی حرف زده میشه و دست آخر هیچ. انگار مهم نیست چی گفته میشه. در چارچوب اون جایی که داره مکالمه صورت می گیره حرفا کاملا منطقی به نظر میرسه ولی اگه از بیرون بهش نیگا کنی گه گیجه می گیری فی الواقع...

حالا تو اگه تو این جمع حرفت از جنس جمع نباشه حرفات بی معنی و بدون خط سیر و قروقاطی و از این جور چیزا به نظر میاد. حالا چرا مثلا تو همین جمع ها ادبیات پیرو جریان سیال ذهن فهمیده نمیشه و اینقدر عجیب به نظر میاد یه داستان دیگه اس. جالبه. نه؟

- جالب خوب یابد؟