بررسی های غیر وضعی برای رسیدن به اوضاع بی وضع در وضعیت های پیچیده شده
تاب خوردن من در هر وضعی شامل بر اوضاع عادی یا فانی هر چند به اصلاح است اما از یک نظر به دیده شدن در اوضاعی می ماند که وضعش معلوم نیست در شرایطی که بغرنج می زند و باد هم نمی آید گاه بر پهنه. لیک هر چنان که هر موجودی بر خود و در خود است ما در نتایج به هم فشرده شده بهتر و شاید بیشتر باشیم تا برسد به لبه ی پرتگاهی که اسمش را گذاشته اند و گداخته می کند شعله ای از درزها در اینجا. گاه می شود که هیچ وضعی بر هیچ یک مترتب نیست و در عین حال در جاده به سر می برد و صبح ها هم چندان که می بینی بی وضع نیست. وعظ واعظ هم همیگونه می زند. رزم ساقی به همین ترتیب. حال تو بیا و بگو که چنان در این دریاچه ی بی مرغ و کفتر که اسمش را گداخته کرده اند. یکی از همان هایی که می بینیش محتمل است بر هیچ. تو خود وضعیت مفصل بخوان از این موقع تا هروقت که ندیدمت باشه بوده ای تا عین. در همین اثناست که یکی آهو درآمده به دو و چشمت را می بسته تر می شاید بر یا در یا تا یا که یا با تیر. اینجا هیچ گاه خوب نبوده تا ابد که خدایش بیامرزاد. تو مرداب؟ بد چیزی است این رود بی گمان که می چرد و گام گام گام گام...
گرفتنی نیست که نگویی تا نصف شب هم و سیاه این صفحه هم اذیت می کند لابد دیگر ای. زنگ نزده چوب شده و ساکت می ماند کلاغ هم پیاله هم. و زن مسن در تاکسی می گوید کار خدا رو نظم نیست رو حساب کتابه. یکهو جدا می ماند. جدا که چه همیشه طور دیگری نمی آید و این جور است که با یک بررسی سرسری و غیر وضعی در وضعیت های پیچیده شده می توان به اوضاعی بی وضع رسید.
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن ۱۳۸۶ ساعت 18:9 توسط گروه تجسس در باب مرگ احتمالی حامد کلاته
|