دوباره نامهوم

بالای برج. عرق کشمش. جالبه. هوم. ماستر. چند. ابیات. شعر؟ راه رفتن. فکر نکردن. نبودن. کیستن؟ کلمات. جالب تر. فهمیدن. نفهمیدن.

فکر کنم فهمیدم : قرار نیست چیزی فهمید.

متناقض. نما؟ مقطع. وال سکشن. دریا. خیره همچنان. لبخند؟ مرغ. افق.

در اواسط روز

امروز یاد بادبادک افتادم می چرخید در یک تکه آسمان بی ابر و خورشید را به بازی گرفته بود باد می زد توی چشم ها و خنده سرازیر می شد کسی باخ گذاشته بود گمانم و صدای دریا هم از دوردست می آمد بادبادک را به سنگی می بستی و می رفتی دنبال هر چیز بی اهمیت بدنت مورمور می شد و دوباره خنده ات می گرفت و همه چیز بی دلیل بود عجیب نیست این وضعیت؟ طعم غربت دهانم را تلخ می کند

سه روز قعطی تلفن


آره . سه روز قطع بود.

واقعا افکار از هیچ جایی نمیان؟ منظورم یه جایی بیرون ذهنه؟ اگه اینجوری باشه که کلی خوبه در حال حاضر.

هه هه هه هه

جمعه ها قرار است لعنتی باشند بالکل؟


این سوال مطرح می شود. مثل همه ی سوالات دیگری که مطرح می شود.  من به یاد دارم جمعه هایی را هم که لعنتی نبوده اند آن زمان ولی الان که فکر می کنم هیچ  جمعه ی غیر لعنتی ای رو یافت نمی کنم.  چیزهایی  در جمعه ها  اتفاق  می افتد که واقعا لعنتی اند و هیچ روز دیگری هم قرار نیست این لعنتی ها اتفاق بیافتند. لعنتی هایی اتفاق می افتد ولی اینجور لعنتی ای نیستند.


کاش بدون تایپ هم می شد وبلاگ داشت


خیلی وقته که ذهن هنگ زده و معلوم نیست کدوم قبرستونی مسافرت کرده (لحنم برای خودم هم ناآشناس. لطفن خرده نگیرین) و در هر صورت معلوم هم نیست بعضی وقتا که من کی هستم و توضیح این شرایط هم سخته الان. یه چیز باحالی که الان وجود داره اینه که موضوعاتی الان هستند که می تونن هر کدوم یه مطلب باشن ولی نمیخوام بهشون فکر کنم. این که چرا نمیخوام رو خودم هم نمی دونم چون در حال حاضر زنده ام که سوال طرح کنم و به جوابش به اندازه ی هیچ جام هم فک نکنم. الان فقط می تونم یه سری موضوعات رو لیست کنم :

- تا کی سر این کار می مونم؟
- چرا شاید دیگر شعر نمی گویم؟
- در تاتر شهر می توان به کسی شماره داد؟
- پلان هتل 5 ستاره؟
- چرا بعضی وقت ها دختر ها خنده دارند؟
- خدا هست؟
- این افکار به چه صورت است؟ فیزیکی؟ شیمیایی؟ هردو؟ هیچ کدام؟
- من کجا هستم؟
- یعنی میشه؟
- چرا نمیخوام اینو بفهمم؟
- ...؟

شاید یه روز راجع به یکیشون یه زری زدم ولی الان تصمیم گرفتم که اگه تونستم تقریبا هر شب یه چرتی در حد بضاعتم اینجا لحاظ کنم.