خه راااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااابه!
پسر امشب انقدر داد زدم که هنوز گلوم درد می کنه. هیچی حالیم نمی شد. فک کنم از خصوصیات مستیه. ولی فقط همین که داره گلوم پاره میشه رو نفهمیدم وگرنه همه ی زندگیم اومد جلو چشام. حالا همشم نه ولی اون جاهاییش که باید اذیت کنه و اشک آدمو در بیاره اومد که در هم اورد. خدا کنه از این حال و هوای تخمی درآم. بهم نگاه نکن که فقط یه خورده شبیه دپ ها هستم. نه رفیق. دپم. خیلی هم دپم. خیلی. به قول یکی از بچه ها اوضاع خه رااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااابه..........................
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۸۵ ساعت 2:17 توسط گروه تجسس در باب مرگ احتمالی حامد کلاته
|