بیانیه ی شدیداللحن یک روشنفکر در باب فیلم 300 و غیره و ذالک
این چند وقته هر رابطه ای که به هم می خوره (منظور رابطه ی عشقی است) تقصیرو میندازم گردن دختره. میگم نکنه دختره به پسره شک داشته و سر همین شکه قضیه بالا گرفته و خلاصه ... الفاتحه. شک به این که نکنه پسره تو خونه اش ، اتاقش یا هر جایی که ملاقات های خصوصی صورت می گیره مثلا لابلای درختای پارک بالای یه نیمکت یا هر جای دیگه ای یه دوربینی چیزی مخفی کرده باشه و زاغ سیاه خودشو چوب بزنه (اصلا نکنه با همون موبایل لعنتیش) تا بعدا موجب گردش سرمایه های کلان و ایجاد اشتغال و سرگرمی های فردی و اجتماعی و غیره و ذالک بشه. قضیه ی زهره خانوم و آقا شوکت که یادتون هست. بدبختیم به خدا. بعد میگن چرا این خارجیا میان ۳۰۰ رو میسازن و آبروی نداشته مونو به باد می برن. نه. اصلا فکر نکنین من از طرف اونا خریداری اینا شدم ها. نه. اونا هم هیچی نمی فهمن. اونا مگه می دونن ما کی هستیم و چه فرهنگ عمیقی پشت سرمونه؟ هیشکی به اندازه ی من از این مطالب سر درنمیاره. خلاصه اینکه ۳۰۰ بده. یاهو ۳۰۰ و شصت بده. زهره بده. اخراجی ها از همه بدتره. تلویزیون که از همش بدتره. این زندگی رو که دیگه نگو. گهه. W.C - Fuck - Shit .بعد میگن تو چرا اینقدر مستاصل و گیج و درب و داغون و قاطی و خلاصه ی کلوم خل و چلی. خب نمیذارن دیگه وگرنه بهتون نشون میدادم. اصلا همش تقصیر خودمه. شاعر میگه:
شیشه غیر از سنگ ندارد خویشی - هر شکستی که به آدم برسد از خویش است.
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم فروردین ۱۳۸۶ ساعت 17:43 توسط گروه تجسس در باب مرگ احتمالی حامد کلاته
|